مرتضى مطهرى

332

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

دقيق و لطيفى است كه كلى طبيعى به اصطلاح متعدد است به تعدد افراد ، و واحد است به وحدت فرد ، و فانى است به فناى فرد ، باقى است به بقاى فرد ؛ در همه چيز خودش تابع فرد است . اين يك راهى است كه اينها براى توجيه اخلاق از يك طرف ( چون يك بن بستى است ) و فرار از پوچى گرايى از طرف ديگر [ پيدا كرده‌اند ؛ گفته‌اند ] ما الآن دو مشكل داريم . يك مشكل اين است كه يك موج پوچى گرايى در ميان نسل جوان پيدا شده است . بعد از ضعيف شدن دين و مذهب اين موج پوچى گرايى پيدا شده ، آيا مىشود فلسفه‌اى به وجود آورد كه بدون بازگشت به مذهب بتواند با پوچى گرايى مبارزه كند ؟ اين يك راه حلى است كه براى خودشان فكر كرده‌اند . گذشته از مسئلهء پوچى گرايى براى جوانهاى روگردانده از مذهب ، خود جامعه به هر حال نيازمند به يك توجيه براى اخلاق است يعنى نيازمند به يك فلسفه براى اخلاق است . مذهب ، خود فلسفه‌اى دارد براى اخلاق ، نه خود مذهب به آن معنايى كه اغلب اينها مىگويند كه مثلًا اميد به ثواب و ترس از عقاب ، فلسفهء اخلاق است . اميد به ثواب و ترس از عقاب فلسفهء اخلاق نيست ، بلكه اساساً اعتقاد به وجود متعالى خداوند و اعتقاد به وجود متعالى انسان و « وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي » « 1 » ملاك فلسفهء اخلاق است . اينها مىخواهند بدون آن كه رجوع به مذهب كرده باشند و بدون اين كه به مسئلهء پوچى گرايى جوانها كارى داشته باشند [ فلسفه‌اى براى اخلاق بسازند . ] به هر حال جامعه نيازمند به يك فلسفهء اخلاق است ، يك اخلاقى كه بتوان برايش فلسفه‌اى درست كرد كه وقتى به فرد مىگوييم راستى ، ولو اين كه نفع تو در دروغ باشد ، بتواند به آن پايبند باشد . امانت ، ولو نفعت در خيانت باشد ، بتواند وجدانش به آن پايبند باشد . شجاعت ، ولو منجر به كشته شدن بشود ، بتواند به آن پايبند باشد . عفت ، ولو بر خلاف شهوت شكم و دامن و امثال اينهاست ، بتواند به آن پايبند باشد . همين‌طور ايثار ، ازخودگذشتگى ، فداكارى ، همهء اينها . فكر كردند با اين فلسفه مىتوانند براى اخلاق هم يك توجيه و يك تكيه گاهى درست كرده باشند . اين يكى ، كه راه انسان گرايى [ بود . ] 2 . تكامل تكيه گاه ديگرشان مسئلهء تكامل است . اين هم تقريباً به همين جا برمىگردد ، با اين تفاوت : يك وقت هست كه ما مىگوييم به دليل اين كه انسان باقى است پس اخلاق فلسفه پيدا مىكند ، پس پوچى گرايى از بين مىرود . يك وقت مىگوييم نه ، علاوه بر اين كه باقى است رو به كمال است ، رو به صعود است ، قدم به قدم هرچه مىرويم ، بالاتر مىرويم ؛ يعنى هر قدمى كه برمىداريم درجازدن

--> ( 1 ) حجر / 29 .